بهفر لالهزاری
سن: ۴۴ سال
حوزه فعالیت: فعال مدنی
وضعیت: زندانی در اوین
وضعیت حقوقی: ۵ سال حبس
حقوق نقضشده: بازداشت خودسرانه، فقدان دادرسی عادلانه و روند قانونی، حبس انفرادی، محرومیت از رسیدگی درمانی، محرومیت از ملاقات با خانواده
بهفر لالهزاری، فعال مدنی و حقوقدان، نخستینبار ۲۰ تیرماه ۱۳۷۸، در اعتراضات جنبش دانشجویی (حمله به کوی دانشگاه) بازداشت شد. او که در زمان بازداشت تنها ۱۷ سال داشت، بعد از ۶ ماه آزاد شد.
این فعال مدنی بار دیگر در سال ۱۳۸۷، اینبار بهعلت شعارنویسی و نوشتن مقالهای در نقد قانون مجازات اسلامی، بازداشت شد. قاضی پیرعباسی او را به اتهام توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی به پنج سال حبس محکوم کرد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به سه سال و نیم حبس کاهش یافت و او در اسفند ۱۳۹۰ از زندان اوین آزاد شد.
لالهزاری در سال ۱۳۹۴ بار دیگر بهدلیل نوشتن یک مقاله بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام «اهانت به دین اسلام و مقدسات از طریق مطبوعات و توهین به رهبری» به هفت سال زندان محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر تأیید و او پساز تحمل سه سال حبس، اواخر بهمنماه ۱۳۹۷ از زندان اوین آزاد شد.
درپی افزایش فشارها بر فعالان مدنی پس از سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱، این فعال مدنی ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۲ در خیابان بههمراه همسرش، رضوانه احمد بار دیگر بازداشت شد. نیروهای پلیس امنیت یافتآباد تهران، سپس با هجوم به خانه این دو فعال مدنی، ضمن تفتیش منزل و ضبط لوازم الکترونیکی و وسایل کار او و همسرش، لالهزاری را به پایگاه پلیس امنیت یافتآباد بردند. او پس از هشت روز به بازداشتگاه وزرا و سپس به زندان اوین منتقل شد.
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری دیماه ۱۴۰۲ او را با اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی» به پنج سال حبس محکوم کرد؛ این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید شد.
این فعال مدنی که مبتلا به آسم و بیماری قلبی است، در زندان بینایی چشم چپ خود را از دست داد و چشم راست او نیز دچار تاری دیده شده است. او دندانهای خود را بهدلیل ضربوشتم و شکنجه از دست داده و درخواست مرخصی درمانی او بارها رد شده است. لالهزاری تا مدتها در زندان از رسیدگی درمانی و دریافت داروهای قلب و اسپری آسم محروم بود و مسئولان زندان با درخواست خانواده او برای تحویل داروها مخالفت میکردند.
مقامهای قضایی و مسئولان زندان با درخواستهای متعدد او برای مرخصی و دیدار فرزندش که پس از زندانیشدن او متولد شده بود، مخالفت کردند.
این فعال مدنی در سال ۱۴۰۳ در اعتراض به رسیدگینشدن به درخواست اعاده دادرسی درمورد پروندهاش اعتصاب غذا کرد و با وعده مسئولان برای بررسی مطالباتش، به این اعتصاب پایان داد و بار دیگر درخواست اعاده دادرسی کرد. هر دو درخواست اعاده دادرسی او پس از ماهها انتظار در دیوانعالی کشور رد شدند. سومین درخواست اعاده دادرسی در مهرماه ۱۴۰۴ پذیرفته و پرونده جهت رسیدگی به شعبه ۲۱ دادگاه تجدیدنظر ارجاع شد، اما در رسیدگی مجدد بدون تغییر باقی ماند و دادگاه تجدیدنظر استان تهران، پنج سال حبس او را تأیید کرد.