/ IHRights۲/۲ با احراز هویت رسول داوری، شمار اعدام‌های آن روز در وکیل‌آباد به چهار نفر رسید. فاطمه جهانگرد، محمدرضا محمدپرست و مهرداد مختاری نیز در پرونده‌هایی جداگانه اعدام شدند. اعدام رسول داوری رسماً اعلام نشده بود. #نه_به_اعدام https://t.co/ORvTgjWQPV ۲/۲12 سپتامبر

زندانی در زمان جنگ؛ میان ترس، بی‌خبری و بی‌پناهی

12 سپتامبر
زندانی در زمان جنگ؛ میان ترس، بی‌خبری و بی‌پناهی

مینا موحد، مجله حقوق ما: 

زندان در شرایط عادی هم مکانی پرتنش و دشوار است، اما در زمان جنگ این فشار چند برابر می‌شود. جنگ برای زندانیان فقط به معنای شنیدن صدای انفجار نیست؛ به معنای ترس دائمی و نداشتن هیچ کنترلی بر سرنوشت است. آن‌ها در حالی که امکان خروج یا دفاع از خود را ندارند، باید با خطرهایی مثل حمله، قطع آب و غذا، نبود خدمات درمانی و بی‌خبری از خانواده‌ها روبه‌رو شوند و همین وضعیت باعث می‌شود جنگ برای آنها معنایی متفاوت و گاه بسیار تلخ‌تر داشته باشد و به بحرانی مضاعف تبدیل شود. به همین دلیل، وضعیت زندانیان در شرایط جنگی فقط یک مسئله حقوقی نیست، بلکه یک مسئله انسانی و اخلاقی است که باید بیشتر به آن پرداخت.

در ارتباط با وضعیت زندانیان در زمان جنگ با رقیه رضایی، فعال حقوق بشری و عضو تحریریه ایران وایر، گفت‌وگو کرده‌ایم:

در زمان جنگ و بحران، مهم‌ترین خطری که زندانیان را تهدید می‌کند چیست؟

به نظرم مهم‌ترین خطر برای زندانیان در هر زمانی، سیستم قضایی نظام جمهوری اسلامی است، چه دوران جنگ باشد و چه دوران صلح. متاسفانه این خطر در دوران جنگ بسیار بزرگ‌تر است، به دلیل انتقام‌جویی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی از زندانیان سیاسی. ما تجربه سال ۱۳۶۷ را داریم و حالا تجربه ۱۴۰۴ را. در سال ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی که اغلب در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند و برخی حتی دوران محکومیت‌شان رو به اتمام بود و قرار بود آزاد شوند، به یک باره با فتوای خمینی به پای چوبه‌های دار برده شدند. در سال ۱۴۰۴ هم اگرچه ابعاد اعدام‌ها به گستردگی سال ۶۷ نبود، ولی بر اساس گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، در سال ۲۰۲۵ تعداد ۱۶۳۹ نفر در ایران اعدام شده‌اند که ۶۸ درصد بیشتر از سال قبل از آن است. تازه این رقم بدون احتساب اعدام‌هایی است که در چهار ماهی که از ابتدای سال ۲۰۲۶ می‌گذرد، رخ داده است. 

جمهوری اسلامی در میانه جنگ، ماشین اعدامش را متوقف نکرده و اگر حافظه‌ام درست یاری کند، دست‌کم ۱۶ زندانی سیاسی را اعدام کرده است. 

این گفت‌وگو در شماره ۲۵۷ مجله حقوق ما منتشر شده است

البته خطرات دیگر وجود هم دارد. حملات نظامی به تاسیسات سازمان زندان‌ها که در جنگ ۱۲روزه رخ داد، خطر شورش و سرکوب شورش در زندان که ممکن است مستقیما جان زندانیان را تحت خطر قرار دهد و همچنین خطر گرسنگی و تشنگی. در جریان جنگ حاضر گزارش‌هایی از رها کردن زندانیان در دست نیروهای نوپو منتشر شد در حالی‌که غذا و آب کافی هم حتی نداشتند، تلفن‌هایشان قطع بود و در حبس رها شده بودند.

 

آیا اصلاً برنامه‌ای یا پروتکلی برای حفاظت از زندانیان در زمان بحران وجود دارد؟

بله، بر اساس مصوبه شماره ۲۱۱ قوه قضاییه مصوب سال ۱۳۶۵ به وضوح بحث آزادی زندانیان در شرایط جنگی را مطرح می‌کند. بر اساس این مصوبه دادگاه‌ها موظف‌اند در شرایط اضطراری مناطق جنگی، برای حفظ جان زندانیان بسته به «نوع جرم ارتکابی»، آن‌ها را با دریافت ضمانت یا به‌صورت مشروط آزاد کنند. این قانون «مجرمان خطرناک» را مستثنی کرده و صرفا انتقال آنان به زندانی دیگر در مکانی امن را مجاز می‌داند، اما زندانیان سیاسی و مالی می‌توانند با اخذ وثیقه یا ضمانت‌های دیگر آزاد شوند. اما ما به‌ وضوح شاهدیم که نه‌تنها زندانیان در دوران جنگ ۱۲روزه و جنگ حاضر آزاد نشده‌اند، بلکه برعکس بسیاری هم بازداشت شده‌اند از جمله افرادی که در ایست بازرسی‌ها بازداشت می‌شدند یا فعالان مدنی و سیاسی که حکومت به‌دنبال بهانه‌ای بوده تا آن‌ها را در حبس نگه دارد و به زعم خود بازداشت پیشگیرانه انجام دهد.

 

اگر زندان در طی جنگ تخریب شود، مسئول جان زندانیان کیست؟ اولویت مسئولان در این مواقع معمولاً حفظ امنیت زندان است یا حفظ جان زندانی؟

این سوال خیلی حقوقی است و من دانش حقوقی ندارم. اما در قامت یک روزنامه‌نگار که در زمینه حقوق‌بشر سال‌ها تحقیق کرده‌ام، می‌توانم بگویم دو طرف درگیری مقصرند. هم ارتش کشور یا کشورهایی که حمله کرده‌اند، چون زندان‌ها جزو مکان‌های غیرنظامی محسوب می‌شوند، هرچند ممکن است گفته شود مثلا زندان اوین محل تجمع نیروهای اطلاعات سپاه یا وزارت اطلاعات است ولی این مکان کارکردی نظامی ندارد و مطابق اصول و عرف بین‌المللی مربوط به جنگ‌ها نباید به آن حمله کرد. حمله به این مکان‌ها حتی ممکن است مصداق جنایت جنگی باشد.

از طرف دیگر نظام قضایی که زندانی را در حبس دارد نیز مسوول است، چون می‌توانسته شرایطی را برای حفظ جان او ایجاد کند ولی به‌صورت کاملا ارادی و با قصد و نیت قبلی چنین کاری را نکرده است. نظام قضایی می توانسته با اخذ وثیقه یا کفالت زندانیان را بیرون بفرستد ولی این‌کار را نکرده است. مثلا در جنگ ۱۲روزه، وقتی اسرائیل به اوین حمله کرد، بعدها روایت‌های زندانیان سیاسی از بند زنان و بندهای دیگر بیرون آمد که با وجود تخریب زندان و این‌که زندانیان زیر آوار بودند، یگان ویژه اسلحه به سمت زنان زندانی سیاسی گرفته بود. زندانیان مرد را هم وقتی در دل نیمه‌شب داشتند به تهران بزرگ می‌بردند، با دست بند و پابند و با اتوبوس بردند در حالی‌که ماشین‌های سپاه آن‌ها را اسکورت می‌کردند. خب تصور کنید اگر اسراییل گمان می‌کرد این اسکورت مقام‌های حکومت است، چه فاجعه‌ای می‌توانست رخ دهد؟ بدیهی است حکومت بدش نمی‌آمده از جان زندانیان سیاسی که سرمایه‌های اجتماعی ایران هستند هزینه کند و با مظلوم نمایی و سپر انسانی برای دقایقی خودشان را محق نشان دهند. 

 

در زمان بحران، خانواده‌های زندانیان چه فشاری را تحمل می‌کنند و با چه چالش‌هایی مواجه هستند؟

خانواده‌های زندانیان جزو گروه‌هایی هستند که درد بزرگی را تحمل می‌کنند. شرایط برای آن‌ها چندین برابر دشوار است. اول این‌که دست‌شان زیر تیغ است، عزیزشان گروگان حکومت است، حکومتی که برای اعدام دنبال حتی بهانه هم نیست. واقعا در اعدام‌های اخیر این را به‌وضوح دیده‌ایم که نه روند دادرسی وجود دارد و نه ابایی دارند از این‌که شهروند بی‌گناهی را بکشند. موضوع شرایط اقتصادی و فشارهای ناشی از آن هم هست. اغلب مردم ایران الان تحت فشار اقتصادی هستند، تصور کنید خانواده‌ای مجبور باشد هزینه‌های گزاف خرید مواد غذایی، تلفن و زندگی در زندان را هم بپردازد. حالا اگر عزیز محبوس‌شان بیمار هم باشد که بدتر. 

چالش بعدی، مساله ملاقات و تماس است. زندانی و خانواده‌اش از راه تماس تلفنی و ملاقات به هم وصل هستند. این‌ها در زمان جنگ مختل می‌شود. هم چون ارتباطات در جنگ از سوی حکومت مختل شده و هم به بهانه دلایل امنیتی مسوولان زندان‌ها مانع نظم و روالی عادی زندان می‌شوند. این فشار قطع تماس وقتی عزیزی از شما گروگان حکومتی بی‌رحم باشد، چندین برابر احساس می‌شود.

 

آیا می توان گفت زندانیان در جنگ «بی‌دفاع‌ترین انسان‌ها» هستند؟

زندانیان جزو به حاشیه رانده شده‌ترین گروه‌های اجتماعی هستند. فقط هم زندانیان سیاسی نه، زندانیان سیاسی تازه به نظرم جزو برخوردارترین‌ها هستند، پایگاه اجتماعی و صدایی دارند و برخی‌هایشان از طبقه اقتصادی متوسط و بالا می آیند و به نسبت دست‌شان به دهانشان می‌رسد. البته این نظم در سال‌های گذشته و با زندانی شدن معترضان که عمدتا از اقشار فرودست جامعه بودند، برهم خورده است. ولی باز هم وضع زندانی سیاسی بهتر از زندانیان جرایم خرد است که فقیر، بدون تحصیلات، بدون پشتوانه اجتماعی و اقتصادی و بدون صدا هستند.

چند سال پیش با فردی که تجربه زندان قرچک را داشت صحبت می‌کردم، می‌گفت زندان قرچک را باید محل بررسی تئوری اینترسکشنالیتی کرد. می‌گفت همه تقاطع‌های ستم و سلطه را می‌توان آن‌جا دید: زن، فقیر، بیمار، معلول و افراد متعلق به گروه‌های اتنیکی تحت ستم. 

بله در زمان جنگ زندانی‌ها بی دفاع‌ترین هستند، چون محبوسند و جایی نمی‌توانند بروند و آزادی جابه‌جا شدن را ندارند. البته در جریان جنگ حاضر بارها از مردم شنیده‌ایم آن‌هایی هم که بیرون از زندان هستند، چون پول ندارند حق جابه‌جایی از آن‌ها سلب شده است. در کل، عواملی مثل فقر بی‌دفاع‌ترین انسان‌ها را در برابر جنگ به وجود می‌آورد و زندانی‌ها بالقوه فقیرند.

 

زندانی وقتی در شرایط جنگ با صدای جنگنده‌ها و انفجارها مواجه می‌شود ولی برخلاف مردم عادی، هیچ راه فراری ندارد- این حس چه فشاری ایجاد می‌کند؟

نکته مهمی را مطرح کردید. این روزها حداقل از طرف بخش‌های پروگرسیوتر جنبش‌های حقوق بشری در دنیا، باور بر این است که یکی از حقوق اولیه بشری، حق آزادی برای جابه‌جایی است. قدیم‌ترها این بیشتر امتیاز بود ولی جهان روزبه روز بیشتر به سمتی می‌رود که جابه جایی را یک حق انسانی بداند، چه در زمینه مهاجرت و چه در مواردی مانند این. فردی که زندانی و محصور است و جایی برای فرار ندارد، در وهله اول سرنوشتش در دست زندانبان است که خودش می‌تواند عامل کشتار باشد. در وهله دوم هم سرنوشتش در دست یک دولت متخاصم است. این کنترل نداشتن بر وضعیت، دیوانه کننده است. به کجا می‌توان پناه برد؟ چه کار می‌شود کرد؟ من شنیده‌ام حتی هواخوری‌هایشان را هم در بعضی زندان‌ها قطع کرده‌اند. مگر یک انسان چقدر تحمل دارد؟ این به نظرم بزرگ‌ترین جنایتی است که علیه یک انسان می‌تواند رخ دهد.

 

آیا مواردی بوده که زندانیان عملاً در سلول‌های دربسته و در خطر مرگ رها شوند؟

ما گزارش‌هایی را در جریان جنگ حاضر دریافت کردیم مبنی بر همین مساله ولی به دلیل قطع اینترنت، صد در صد قابل راستی آزمایی نبودند. امیدواریم با وصل شدن افراد بیشتری به اینترنت، صدای واضح‌تری از داخل زندان‌های ایران به گوش دنیا برسد.

 

وقتی اولین نشانه‌های بحران یا جنگ ظاهر می‌شود، داخل زندان دقیقاً چه تغییری رخ می‌دهد و اولین چیزی که قطع می‌شود چیست، آب و غذا، ارتباط، سلامتی و درمان یا امنیت؟

ببینید فضای داخل زندان چندین برابر بیرون زندان امنیتی است. شاید حتی نفس کشیدن زندانی هم مساله امنیتی باشد در دوران جنگ. برای این‌که زندانی اسیر دست سیستمی است که او را دشمن، نابه‌کار، خرابکار و سربار می‌بیند. خسرو طرفی، رییس زندان شیبان اهواز، به بازداشتی‌های جنگ ۱۲روزه گفته بود حیف غذا و آب برای شماست و باید همه‌تان را اعدام کنیم. این نگرش بخش بزرگی از مسوولان سازمان زندان‌هاست. 

بنابراین در زندان همه‌چیز دشوارتر می‌شود حتی پیدا کردن غذا و آب، به خصوص در زندان‌های شهرهای کوچک احتمالا ناممکن خواهد بود، چون فروشگاه بسته است و کارکنان بخش‌های اداری و خدماتی سر کار حاضر نمی‌شوند یا اگر فروشگاه زندان باز باشد، قیمت‌ها طوری بالا می‌رود که خرید ناممکن می‌شود. ما این را در جنگ ۱۲روزه بارها از زندانیان شنیدیم. در این جنگ که اوضاع بدتر است. خب به طبع تلفن‌ها قطع می‌شود. زندانیان برای گرفتن خبر از عزیزان شان تحت فشارند، نمی‌دانند فلان شهر که بمباران شده شاید خانه خودشان باشد یا خانه عزیزانشان هم خراب شده باشد. آب، غذا، ارتباط، امنیت، سلامت و حتی دسترسی به بهیاری ممکن است به خواب و خیال تبدیل شود.

همانطور که گفتم در بحران‌هایی مثل جنگ همه چیز سخت تر است. اینترنت قطع است و ما نمی دانیم وضعیت سلامت زندانیان الان چگونه است. سازمان زندان‌های ایران در مواقع عادی هم به اهمال پزشکی و جان باختن زندانی در اثر نبود درمان مشهور است. حالا که جنگ است، ارتباطات محدود و فضای زندان چندین برابر امنیتی‌تر از قبل. 

 

آیا مواردی از فروپاشی روانی یا رفتارهای شدید (مثل وحشت جمعی) زندانیان در زمان جنگ دیده شده است؟

من با مورد خاصی در ایران مواجه نشده‌ام. اما به عنوان مثال ژاپنی‌های محبوس در زندان کاورا (Cowra) در استرالیا طی جنگ دوم جهانی، دست به شورش زدند و تلاش کردند به صورت جمعی فرار کنند اما بسیاری از آنان کشته شدند یا بعد دوباره دستگیر شدند. در ایران چند مورد شورش بوده و در جنگ ۱۲روزه فکر می‌کنم ویدیوهایی از فرار دسته جمعی زندانیان دیزل آباد منتشر شده بود که در اتوبان برای خود در حال قدم زدن بودند. در نظر داشته باشید چون اطلاعات از زندان به ندرت به بیرون درز می‌کند یا با تاخیر بسیار زیاد ممکن است خبری برسد، اگر اتفاقی این چنینی هم روی داده باشد ما هنوز درباره ش نشنیده‌ایم.